تبليغاتX
كارگاه خيال

چک و چک ...

این صدای چیست باز ؟

من که شیرهای آب را

بسته ام

من که هر چه دستمال و ابر بود ،

جمع کرده ام

حفره های کوچک و بزرگ را

گرفته ام

پس چرا

چطور چکه می کند ؟

 

چک و چک ...

من که با تمام زور

شیرهای هرز را

سفت کرده ام

پس کجاست چکه می کند ؟

این صدای یکنواخت

خواب را

از نگاه خسته ام ربوده است

 

چک و چک ...

من دلم گرفته است

چسم بسته فکر می کنم ولی

غصه های باز

روی صورتم نشت می کنند

گونه هام بی مقدمه

بی خبر

خیس می شوند

چشم وا نمی کنم

ولی هنوز

چکه می کند

چکه می کند ...

 

* عشق های لنگه به لنگه - عباس تربن

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 19:9  توسط شروين  | 

همگی قضیه ی تبریک پست قبل رو بیخیال شید . همین الان داشتم با حامد حرف میزدم ! حدس بزنین چه اتفاق خوبی افتاده که انقدر تبریک داره ؟!

حامد مهندسی شیمی دانشگاه شریف قبول شده !!!

امسال ۸۰٪ سهمیه ی بومی بوده . واسه همین خیلی از اونایی که رتبه شون خوب بوده یا تهران قبول نشدن یا به خاطر اینکه بد انتخاب رشته کردن ...

حالا میرسیم به حامد خودمون

راستش خودش بیشتر مکانیک میخواست اونم دانشگاه تهران . ولی الان میگه اینجوری خیلی بهتر شد . چون کسی که مهندسی شیمی میخونه در واقع همون مهندس مکانیکه که چند واحد هم شیمی گذرونده . تازه آینده ی شغلیش هم خیلی عالیه ! علاوه بر همه ی اینا از مدرسه شون دو نفر دیگه هم همین رشته همین دانشگاه قبول شدن ، و یکی از بهترین دوستاش هم دوساله که داره تو این رشته تحصیل میکنه !

تازه ، همیشه از اینکه همه چی عوض میشه میترسید . آدمای جدید ، محیط جدید ، مشکلات جورواجور ، تنهایی ، ... از این چیزا ! ولی الان دیگه خیالش راحته . میگه آینده جلوی چشام روشن شده !

دیگه نمیگم حامد ! محمد خیلی برات خوشحالم ! انقدر که انگار خودم قبول شدم ! اصلا نمیدونم چجوری باید احساسم رو بیان کنم !

هزار بار تبریک ! از ته دل آرزو میکنم از این به بعد تو زندگیت موفق باشی ، همینطور که تا حالا بودی .

بهت افتخار میکنیم !

قربونت

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 16:52  توسط شروين  | 

شاید شما مجموعه ماجراهای آقای کا رو خونده باشید . یا شایدم مثل من طرفدار پر و پا قرص صفحات کودک و نوجوان ایران جمعه بوده باشید . همون روزنامه ای که مانا نیستانی ، فارغ التحصیل رشته ی معماری از دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران سردبیرش بود .

اون موقعی که داشتم ایران جمعه رو می خوندم و به مطالب و کاریکاتوراش می خندیدم حتی فکرشم نمی کردم که چند هفته بعد خبر دستگیری مانا رو بشنوم . حتی بعد از بهت اولیه هم نتونستم بفهمم منظور از کاریکاتور توهین آمیز چیه ! حتی نمی تونستم یه ارتباط منطقی بین کاریکاتوری که شاید مثلش خیلی تو ایران جمعه ( که شامل چهار صفحه مطلب طنز و کمیک استریپ بود ) منتشر شده بود ، با راهپیمایی مردم و دستگیری مانا برقرار کنم !

آخه آدمای مومن ! اگه قرار به ناراحت شدن و قاطی کردن به خاطر یه کاریکاتور که بدون هیچ منظوری کشیده شده بود که با توجه به عکسی که ضمیمه کردم که مربوط میشه به 16/10/84 ما خوزستانیا یا به طور اختصاصی آبادانیا باید خیلی زودتر از اینا خون اون بنده خدا رو تو شیشه می کردیم !!!

شاید باورتون نشه ولی واسه خود من و خانواده م که کلی با ایران جمعه انس گرفته بودیم هنوزم جای خالیش تو جمعه های خسته کننده خالیه . جای خالیه سهیل و سارا ، چ.س.م.خ ، گارفیلد ، هاگار ، معرفیه فیلم ، معرفیه کتاب ...

من تا همین چند وقت پیش در مورد همه ی ترک ها یه قضاوت می کردم . تا اینکه با چندتاشون دوست شدم و دیدم نه ، همشون بی منطق نیستن . بالاخره هر جایی خوب و بد داره . ولی هنوزم نظرم راجع به هر ترکی که از این حرکت حمایت کرده و می کنه  تغییری نکرده .

پ.ن :

۱)  این مطلب شاید خیلی دیر و خیلی ناچیز ، ولی ادای دینی به مانا بود که خیلی وقت بود ذهنم رو مشغول کرده بود .

۲)  اگه کسی دوست داره یه کم بیشتر با سهیل و سارا آشنا بشه تو کامنتا بگه . تا مدرسه ها شروع نشده  می تونم صفحه ی اول یه ایران جمعه رو با بیشترین کیفیتی که برام ممکنه براتون بفرستم .

امیدوارم روزگار همیشه به کامتون باشه !

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 20:35  توسط شروين  | 

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم/ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

 سلام !

ما دو تا سمپادی هستیم . حامد و شروین . البته حامد یه زمانی سمپادی بود ، حالا که دیگه پیر شده !!! ولی جدا از شوخی حامد امسال کنکور داد، رتبه اش هم شد 284 ( خداییش من مرده ی این تلاش و پشتکارشم ! ) ولی من هنوز دو سال دیگه هم در خدمت سمپادی های عزیز هستم !

ما الان تقریبا 2 ساله که با هم دوست شدیم ، از خیلی وقت پیش هم تصمیم گرفتیم بعد از کنکور حامد یه وبلاگ مشترک راه بندازیم .

این فقط معرفی بود . هفته ی دیگه حامد وقتی از شر انتخاب رشته هم خلاص شد آپ می کنه . منم نمیدونم مضمون مطلبش چیه ، ولی بعد از یه سال که هیچی ننوشته ، باید جالب باشه !

پس تا هفته ی دیگه ...

شاد باشید و از زندگی لذت ببرید !!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 16:13  توسط شروين  |