چک و چک ...
این صدای چیست باز ؟
من که شیرهای آب را
بسته ام
من که هر چه دستمال و ابر بود ،
جمع کرده ام
حفره های کوچک و بزرگ را
گرفته ام
پس چرا
چطور چکه می کند ؟
چک و چک ...
من که با تمام زور
شیرهای هرز را
سفت کرده ام
پس کجاست چکه می کند ؟
این صدای یکنواخت
خواب را
از نگاه خسته ام ربوده است
چک و چک ...
من دلم گرفته است
چسم بسته فکر می کنم ولی
غصه های باز
روی صورتم نشت می کنند
گونه هام بی مقدمه
بی خبر
خیس می شوند
چشم وا نمی کنم
ولی هنوز
چکه می کند
چکه می کند ...
* عشق های لنگه به لنگه - عباس تربن

